الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
23
الغدير ( فارسي )
جانفشانىها كردند و - از سر نادانى - آئينهاى راستين اسلام را دگرگون گردانيدند آنچه را شايسته بود ناسزاوار خواندند و ناروا كارىهاى را سزا انگاشتند آگاهانه به كشتن جانشين پيامبر كمر بستند و آنچه را محمد در قرآن برخوانده بود دستخوش دگرگونى ساختند دست به كشتن حسين زدند و چنان آتشى بر افروختند كه به جاى بهره بردارى از گرمايش هستى خويش را در كام آن افكنده و خاكستر گردانيدند . پس بر ايشان خشم گرفت و با تصميمى واكنش نمود كه شمشير پولادين را سوراخ سوراخ مىكند . از فراز اسبى نيكوى كه گفتى در روى زمين به شناورى مىپردازد . و همچون آذرخشى كه در جهش خود از باد شمال هم پيشى مىجويد همان اسب كه پاهاى آن در روز پيكار جز سر جنگاوران دشمن نعلى نمىپذيرد امروز با بامداد سپيد و روشن آغاز شد و فردا پيراهنى سياه از تاريكىها درخواهد پوشيد ‹ 22 › در دست او شمشيرى سخت بران است كه جوى خون را نيام خود مىشناسد با لبهء تيغ تيزش در كاسهء سرها و در گلو و گردن حق ناشناسان رخنه كرد و رگ و پى آنان را از هم دريد . ‹ 23 › دوست من ! او و شمشير و اسبش ( 1 ) - در ديدهء كسى كه خواهد بانديشد - همچون :
--> ( 1 ) استاد علاء الدين شفهينى اين لايهء زيبا و شگرف را - به گونه اى گسترده تر و رساتر - پيش از ابن عرندس در سخن خود گنجانيده است بنگريد به ( ج 6 ص 362 ) چاپ دوم - ن